رفتن به محتوای اصلی
Jason Hickel
بدنه

این سازمان‌ها برپایهٔ اصولی استعماری طراحی شدند، و کماکان ویژگیهایی استعماری را به نمایش میگذارند.

26 نوامبر 2020 - الجزیره

https://www.aljazeera.com/opinions/2020/11/26/it-is-time-to-decolonise-the-world-bank-and-the-imf

بسیاری برآنند که عدم مساوات میان جنوب اقتصادی جهان و شمال اقتصادی (ایالات متحده، اروپای غربی، ژاپن، کانادا، و استرالیا) در دهه‌های اخیر پیوسته کاهش یافته. به هر روی، استعمار را پشت‌سر گذاشته‌ایم، و شکی نیست که کشورهای فقیرتر خود را آهسته و پیوسته "به پای" کشورهای متموّل‌تر میرسانند. اما، در کمال تعجب، دقیقاً عکس این قضیه رخ داده است. اندازهٔ شکاف در درآمد سرانه میان شمال و جنوب جهانی از سال 1960 چهار برابر شده، امری که تنها میتواند به یک الگوی انحرافی عجیب تعبیر شود.

این رویه تا حدود زیادی معلول عدم توازن قدرت در اقتصاد جهانی‌ست. ساده‌تر بگوییم: کشورهای متمول توان اثرگذاری بی‌حصری دارند در امور مربوط به وضع قوانین تجاری و امور مالی جهان‒ و عموماً از این فرصت در خدمت به منافع خود بهره میبرند، و اغلب به قیمت ضرررسانی به دیگران.

هیچ کجا این مسئله چنین عریان‌ مطرح نیست که در توزیع قدرت در بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول، دو مؤسسۀ اصلی که سیاست‌های اقتصاد جهانی را هدایت میکنند. انتظار بر این است که نحوهٔ نمایندگی در این دو سازمان همانند صحن علنی سازمان ملل باشد، یا شاید به نسبت جمعیت کشورها حساب شده باشد. اما در واقع این مؤسسات بغایت غیردموکراتیک‌اند.

مشکل از رأس هرم آغاز میشود. رؤساي بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول با رأی انتخاب نمیشوند، بلکه توسط ایالات متحده و اروپا نامزد میشوند. بر طبق توافقی مگو، رئیس بانک جهانی همیشه از ایالات متحده بوده، و رئیس صندوق همواره از اروپا.

علاوه بر این، قدرت رأی‌گیری در این سازمان‌ها شیبی به شدت اریب به سمت کشورهای متمول دارد. ایالات متحده در واقع حق وتو دارد بر همهٔ تصمیمات کلیدی، و به همراه باقی کشورهای گروه 7 و اتحادیۀ اروپا بسی بالاتر از نیمی از رأی‌ها را در هر دو سازمان در اختیار دارد. کشورهایی با درآمد متوسط و پایین، که بر روی هم 85 درصد جمعیت جهان را شامل میشوند، سهمی حد اقلی دارند.

اگر به تقسیم و توزیع رأی در مقیاس درآمد سرانه نظر کنیم، عدم مساوات سر به فلک میساید. در ازای هر رأی که فرد متوسط ساکن در شمال جهانی داراست، فرد متوسط ساکن در جنوب جهانی یک-هشتم یک رأی را صاحب است (و فرد متوسط ساکن آسیای جنوب تنها یک-بیستم یک رأی را).

نه تنها یک گروه حداقلی تمامی جوانب سیاستگذاری اقتصاد جهان را در چنته دارد، بلکه عدم توازنی به وضوح نژادی نیز در جریان است: به طور میانگین، آراء افراد رنگین‌پوست تنها کسری از همتایان آنهاست. اگر این قضیه در هر کشوری مصداق داشت، آه از نهادمان برمیخاست. نامش را آپارتاید میخواندیم. در حالی که شکلی از آپارتاید درست در قلب حاکمیت اقتصادی جهان امروزه برپاست، و همگی به عنوان "امری عادی" آن را پذیرفته‌ایم.

در پاره‌ای از موارد، اختلاف میان کشورها حیرت‌آور است. فی‌المثل به مورد بنگلادش و نیجریه بنگرید، که هر دو زمانی مستعمرهٔ بریتانیا بوده‌اند. در صندوق بین المللی پول، رأی یک فرد بریتانیایی 41 برابر یک فرد اهل بنگلادش و 23 برابر یکی از اهالی نیجریه ارزش دارد. و این اتفاق در قرن بیست‌ویکم در حال وقوع است؛ دهه‌ها پس از پایان چیرگی استعمار.

این عدم مساوات که از ویژگی‌های رأی‌گيری در بانک جهانی و صندوق بین المللی پول است ریشه در دوران استعمار دارد. به هر روی، این سازمانها به سال 1944 تأسیس شدند. کشورهایی که تا آن زمان مستعمره بودند (همچون هند) با شرایطی نابرابر به سازوکار این مؤسسات معرفی شدند، یعنی به صورت یکی از زیردستان کشور استعمارگرشان. دیگر مستعمره‌ها اجازهٔ پیوستن نیافتند تا مدتی پس از استقلال‌شان، و در پاره‌ای از موارد تا دههٔ 70 یا 80 میلادی. این مؤسسات تحت افکار استعماری طراحی شدند و کماکان در تمامی جوانب مهم و اثرگذار ذاتی استعماری دارند.

قدرت رأی‌دهی در بانک جهانی به نسبت سهمیهٔ مالی کشورها توزیع میشود. این قدرت در صندوق عمدتاً منوط است به تولید ناخالص داخلی (GDP)، با نیم‌نگاهی به "آزاد بودن بازار" کشورها. در نتیجه، کشورهایی که به دوران استعمار متمول شدند، در حال حاضر از قدرتی بی‌حصر بهره میبرند در امور مربوط به تصمیم‌گیری دربارهٔ اقتصاد جهانی. عدم مساوات عدم مساوات میزاید.

مدافعان این سازوکار میگویند که این روشی مشروع است: میگویند منطقی‌ست که اقتصادهای بزرگتر باید قدرت بیشتری در اختیار داشته باشند در امر تصمیم‌گیری در مسائل اقتصاد جهانی.

اما لحظه‌ای به عواقب چنین ادعایی بیاندیشید. در هر سیستم سیاسی ملّی، این ایده که افراد ثروتمند باید از افراد فقیر قدرت رأی بالاتری داشته باشند را رد خواهیم کرد، و همچنین این ایده که ایشان اثرگذاری بالاتری در تصمیمات و سیاستهای اقتصادی داشته باشند را. این ایده‌ها را فاسد و به لحاظ اخلاقی دافع خواهم یافت. با این وجود، این حکومت پولداران (پلوتوکراسی) از سوی بانک جهانی و صندوق بین المللی پول عادی‌سازی شده است.

این عدم مساوات در قدرت رأی‌دهی کمک‌مان میکنند که دریابیم بانک جهانی و صندوق بین المللی پول چطور توانستند در طول 40 سال گذشته برنامه‌های تنظيم ساختاری نولیبرال خود را بر تمامی جنوب جهانی تحمیل کنند. این برنامه‌ها‌‒ با تکیه بر خصوصی‌سازی، ریاضت اقتصادی، و آزادسازی تحمیلی بازار‒ فرصت‌های سودجویانهٔ بزرگی برای کمپانی‌های چندملیتی به وجود آورده‌اند، اما تأثیری بغایت مخرب بر جنوب گذاشته‌اند: در طی دهه‌های 80 و 90 میلادی موجبات کاهش درآمد و افزایش فقر را فراهم آوردند، در پاره‌ای موارد دهه‌ها ایستایی و رکود اقتصادی را دامن زدند. تا به امروز نیز کماکان تأثیری مخرب بر سلامت افراد دارند، از جمله سلامت کودکان و مرگ و میر مادران. این سیاست‌های ویرانگر هرگز تحت لوای اصول دموکراتیک پذیرفتنی نمیبودند.

مدت‌هاست که از سوی جامعهٔ مدنی و رهبران سیاسی کشورهای جنوب جهانی ندا میرسد که بایست بانک جهانی و صندوق بین المللی پول را دموکراتیک کرد. دست‌کم منتقدان بر آنند که سران این سازمان‌ها بایست طی روندی شفاف انتخاب شوند. و مدت‌هاست خواستار یک سازوکار "دو اکثریتی" شده‌اند، بدین نحو که تصمیمات کلیدی نه تنها بایست رأی اکثریت سهامداران را کسب کند که میبایست رأی اکثریت کشورهای عضو را نیز بدست آورد. این روند تضمین خواهد کرد که کشورهای جنوب جهانی تأثیری مناسب‌تر و عادلانه‌تر داشته باشند، و از تصویب سیاست‌های زیانبار جلوگیری کنند.

در طول دهه‌ها، گوشی شنوا برای این درخواست‌ها پیدا نشده. اما امسال از سوی دبیر کل سازمان ملل، آنتونیو گوترش، در حین سخنرانی در بنیاد نلسون ماندلا، تکرار شده‌اند. وی خواستار اصلاح دموکراتیک قدرت رأی‌دهی در این دو سازمان شده. این اتفاق گشایشی تاریخی را نمایندگی میکند، و فعالین باید آن را غنیمت بدانند. اگر به واقع خواهان اقتصاد جهانی عادلانه‌تری هستیم، نیاز داریم که با استعمارزدایی از سازمانهای حاکمیت اقتصادی شروع کنیم.

 

برچسب‌ها

دیدگاه‌ها

افزودن دیدگاه جدید

Restricted HTML

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.